اسحاق بن اسماعيل دهلوى
46
غاية الشفاء
از ان به چيزى ترش دهان را خوش كنند از بهر آنكه كدو چيزى نازك است و اگر در معده هيچگونه صفرا باشد كه مستجل ؟ ؟ ؟ بصفرا شود خل زيت روغن بادام يا بشيرهء مغز بادام و خيار اندكى كوك موافق باشد و مزوره زرشك و آلو و انيسون بمغز بادام و شكر موافق بود و و شبانگاه بخوابد خفت شربتى آب غوره با شكر و طباشير با آب انار و با خرفه و با لعاب اسبغول بخورند و اندرون بخسپد و اگر وقت نوبت پس از نماز باشد بامداد آن كشكاب رقيق بايد داد روا بود و اگر پس از آنكه تپ رها كند شربتى سكنجبين دهند موافق باشد و پاى اندر آب گرم نهادن و ماليدن خاصة اندر تپى كه به آخر رسد يا پس از آنكه تپ رها كند شربتى سكنجبين دهند و سكنجبين كه روز پنجم و ششم خورد بزورى بايد خورد صفت آن شيره تخم خيار زه و تخم بادرنگ و تخم خرفه كوفته بگيرند از هريك مقدار بيست درم تخم كاسنى ده درم در سى درم آب بجوشانند تا همه بازآيد و بيالايند و قدرى سركه به اينها آميزند و سى سير شكر جلاب كنند و كفك بردارند و سكنجبين سازند از بهر آنكه نوبتهاى اين تپ هفت باشد و اين هفت نوبت اندر چهارده روز آيد وانگاه بايد كرد اگر از بيمار تخليطى و از طبيب غلطى نرود از پس پنجم غذا كمتر و سبكتر بايد داد و از نوبت ششم كه روز آسايش است روز سيزدهم باشد آن روز غذا بايد گرفت بكشكاب يا آب انار قناعت كند تا نوبت هفتم بحران كند و تمامتر بگذرد باذن اللّه تعالى و چون بحران آيد و ماده پخته باشد اگر طبيعت كار خويش كند و ماده را دفع غبها و اگر نه تدبير دفع آن بايد كرد و نگاه كند تا ماده بكدام جانب ميل دارد بدين علامتها دريافت توان كرد اگر منش كشتن باشد و قى افتد تدبير دفع آن بقى بايد كرد و اگر در رودهها نضج و قراقر باشد و پيچيدگى و گرانى باشد و باجابت مندفع نمىشود اخراج آن بمسهل بايد ساخت و اگر تقاضاى بول باشد و ادرار بتمامه نمىشود بادرار دفع بايد كرد و اگر بخارى تر پديد همىآيد و عرق نمىكند بمعرقات